قوانینی که باعث می‌شوند استارتاپ سالم بماند

۱۳ قانون که استارتاپتان را از شکست نجات می‌دهد

استارتاپ‌ها مانند  نبرد در میدان جنگ هستند، اگر اوضاع سخت شود ممکن است که قوانین را نادیده‌بگیرند. 

 

قوانین استارتاپی

 

اگر نمیتوانید چیزی را که آموخته اید به یاد داشته باشید، یک قانون وجود دارد که شما را نجات خواهد داد: کاربران‌خود را همه جوره درک کنید. این کاربران هستند که شما را از شکست در امان نگه می‌دارند. استارتاپی که برای کاربرانش مفید و سودمند است هرگز نخواهد مرد، حداقل دلایل بیرونی باعث ورشکستگی آن نمی‌شوند. اما هنوز هم می تواند از درون خودش را از بین ببرد.

قوانین بقاء استارتاپ

یک بنیانگذاران خوب پیدا کنید

عامل از بین رفتن اکثر استارتاپ‌ها خودشان هستند. همه چیز با یافتن یک هم‌بنیانگذار بد آغاز می شود. جالب‌تر اینجاست که ممکن است فرد خوبی باشد. همانطور که به دلایلی نمی‌تواند آدم‌ بدی باشد، به دلایلی نیز ممکن است نتواند در یک استارتاپ خوب عمل کنند، مانند بازگشت به مدرسه و یا داشتن یک پروژه جانبی. به همین دلیل اوایل کار پیدا کردن یه هم بنیانگذار خوب کار خیلی سختی‌ست.

خیلی زود تأسیسش کنید

تا زمانی که شروع نکرده‌اید، کاربران نمی توانند از شما استفاده کنند. اگر کاربران نتوانند از شما استفاده کنند، استارتاپ شما برای آنها بدرد‌نخور است. هرچه طولانی‌تر در چنین مسیری باقی‌بمانید، زمان بیشتری طول خواهد کشید تا این عادت را از بین ببرید. پس بهتر است قبل از اینکه به سودمند نبودن عادت کنید، زود تأسیسش کنید.

بگذارید ایده‌هایتان تکامل بیابند

بسیاری ازاستارتاپ‌های موفق، ایده های خود را به از پایه تغییرداده‌اند. پی‌پال هنگام شروع به فکر انتقال پول با دستگاه‌های پالم‌پایلت بود. آیا به خاطردارید دقیقا آنها چی هستند؟ اگر پی‌پال خودش را برای تغییر آماده نمی‌کرد، هرگز اسمش را نمی‌شنیدیم.

بهتر است که تعداد محدودی کاربر را راضی‌نگه دارید تا اینکه ملتی از شما متنفر باشند

اگر از مردم بپرسید که آیا از استارتاپ‌شما خوششان می‌آید به احتمال زیاد جوابشان مثبت خواهد، اکثر افراد دوست‌ندارند کسی را ناراحت کنند. اما جواب مثبت آنها هیچ تأثیری ندارد. بگذارید آنها خودشان به سمت‌شما بیایند، اگر از محصول شما استفاده می کنند این می‌تواند خوب باشد؛ ولی اگر می‌گویند ایده‌یتان عالی‌ست ولی از محصولاتان استفاده نمی‌کنند، باید نگران باشید.

سعی‌کنید شگفت‌آور ترین خدمات را به مشتری ارائه کنید.

در اوایل کار به‌صرفه است که با مشتریان خود رو در رو یا با تلفن صحبت کنید. آنها اولین افرادی هستند که محصول شما را مفید ارزیابی می‌کنند. آنها مانند سرمایه گذاران هستند، اما فقط با وقتشان به شما کمک می‌کنند. پس بهتر است که از آنها بیاموزید و بهترین‌ها را به آنها بدهید.

شما آن‌ چیزی را بدست می‌آورید که اندازه‌ میگیرید

تا زمانی که رشد نکرده‌اید، نمی‌توان شما را استارتاپ نامید؛ اگر ندانید بر اساس چه معیاری اندازه‌گیری کنید، رشد می‌تواند لغتی گمراه کننده باشد. باید دقیقا بدانید که رشد برایتان چه معنایی دارد.

خیلی کم خرج کنید

مهم نیست که چه میزان سرمایه دارید، شما بیشتر از آنچه که فکر می‌کنید به نابودی نزدیک هستید. مگر اینکه سود آور باشید. یادتان باشد که پول سرمایه گذاران متعلق به شما نیست.

سودآور بمانید

حتی اگر پول کمی بدست می‌آورید، به این معنی‌است که کسی محصولتان را ارزشمند می‌داند که بابت آن هزینه‌ می پرازد. این نشانه بینانگر این است که ممکن‌است شرکت‌تان از ورشکستگی در امان باشد. پس سعی کنید تعداد چنین مشتریانی را افزایش دهید.

از حواس پرتی اجتناب کنید

تنها دلیلی که یک استارتاپ‌ وجود دارد این است که به کاربران خود خدمت کند. سرمایه گذاری حواس پرتی است. مدرسه و کلاس‌های آموزشی حواس پرتی است. مجله‌های موفقیت حواس پرتی است. البته ممکن است این حواس پرتی‌ها مفید باشند، اما اگر آنها زمان و توجه شما را از ساختن محصول دور کنند، چیزی بیش‌تر از هواس‌پرتی نیستند.

روحیه‌یتان را از دست ندهید؟

در استارتاپ هیچ اتفاقی نمی‌افتد تا زمانی که خودتان باعث رخ‌دادن آن شوید. مردم به شما پاسخ نمی دهند، مشتریان هیچ پولی نمی‌پردازند، شرکا شما را تنها می‌گذارند، سرمایه‌گذاران ناراحتتان می کنند، کارمندان شرکت را ترک می‌کنند، شما چکار می کنید؟ شما نمی توانید شرکت را ترک کنید. تا زمانی که نفهمیده‌اید خواسته‌ی واقعی کاربر چیست، مقاومت کنید.

هیچگاه تسلیم نشوید.

مطمئن‌ترین راه برای جلب باور مردم ادامه‌ دادن و رشد کردن است. و اگر رشد نمی کنید، ادامه دهید. زمانی که تسلیم می‌شوید، همه‌چیز تمام می شود.

مطالب مرتبط

[اینفوگرافیک] داستان شکل گیری بازی دو میلیارد دانلودی انگری برد

معامله‌ها ازبین می‌روند

ممكن است باور کردنش دشوار باشد، اما حتی پس از آنكه سرمايه گذاران جوابشان مثبت باشد، احتمال دارد هیچ چکی برایتان ارسال نکنند. مشتریان، حتی پیچیده ترین آن ها، روحیه‌ی پشیمانی، اندیشه های دوم، احساس ناامنی، دارند. در حقیقت، آنها هیچ تفاوتی با شما ندارند، پس بهتر‌است که چنین انتظاری را از خود دورکنید… و با این وجود ادامه دهید.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *